| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
«اعمال ما مهم هستند. نتایج را به نیروی برتر خود میسپاریم.»
ضربالمثلی قدیمی وجود دارد که گاهی اوقات در جلسات خود میشنویم: «اگر میخواهید خداوند خندهاش بگیرد، برنامهریزی کنید.» وقتی این را میشنویم، معمولاً ما هم میخندیم، اما خنده ما توأم با نگرانی است. اگر همه برنامههای به دقت طرحریزیشده ما با شکست مواجه شود، متعجب میشویم. اگر برای رویدادی بزرگ نظیر جشن عروسی، بازگشت به مدرسه یا شاید تغییر شغل برنامهریزی میکنیم، متحیریم از اینکه آیا برنامههای ما مانند برنامههای نیروی برتر است یا خیر. میتوانیم بر سر این مسئله خود را دچار چنان نگرانی جنونآمیزی کنیم که اصلاً از انجام هر گونه برنامهریزی خودداری کنیم.


اگر چیزهایی را که موجب ترس ما میشود، بررسی کنیم، معمولاً به تلاش خود برای پنهان کردن یکی از جنبههای شخصیت خود که از آن خجالت میکشیم، پی میبریم، جنبهای که حتی آن را به خود نیز نقبولاندهایم. نمیخواهیم دیگران از ناامنیها، رنج یا احتیاج ما مطلع شوند. بنابراین، از بر ملا کردن آنها صرفاً خودداری میکنیم. شاید تصور کنیم اگر کسی از نواقص ما خبر نداشته باشد، این نواقص دیگر وجود نخواهند داشت.
اینجاست که روابط ما قطع میشود. هر کسی که وارد زندگی ما میشود، از نقطهای که اسرار ما شروع میشود، فراتر نخواهد رفت. برای حفظ صمیمیت در یک رابطه، ضروری است نواقص خود را اذعان کنیم و آنها را بپذیریم. وقتی این کار را انجام میدهیم، مخفیگاه انکار که برای پنهان نگاه داشتن این مسائل ساخته شده، نابود میشود و ما قادر به برقراری روابط با دیگران خواهیم شد.

